پروفسور ولیام براون این گونه مسلمان شد


اخداوند در قرآن فرموده است: «تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِیهِنَّ وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَکِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ کَانَ حَلِیمًا غَفُورًا»[الإسراء:۴۴]. ترجمه: « آسمان‌های هفتگانه و زمین و هر کس که در آن‌هاست او را تسبیح می‏گویند و هیچ چیز نیست مگر این‌که در حال ستایش تسبیح او می‏گوید، ولی شما تسبیح آن‌ها را درنمی‏یابید به راستی که او همواره بردبار [و] آمرزنده است ».
سبب اسلام آوردن دانشمند آمریکایی ولیام براون چیست؟ به واقع سبب آن موج و نوسان لفظ جلاله «الله» بود که توسط بعضی از گیاهان صادر می‌شود.
 معجزه‌ای که دانشمندان را در آمریکا به حیرت انداخت … در یک تحقیق علمی که در مجله‌ی علمی مشهور Journal of Plant Molecular Biology منتشر شد، گروهی از دانشمندان آمریکایی کشف کردند که بعضی از گیاهان استوایی موج‌ها و حرکات نوسانی مافوق صوت از خود صادر می‌کنند که ثبت و ضبط آن‌ها با جدیدترین تجهیزات علمی و تخصصی صورت گرفته است. دانشمندانی که حدود سه سال به پی‌گیری و بحث این پدیده حیرت‌انگیز پرداخته بودند، به تفکیک این امواج و نوسانات به شکل فتوالکتریک به واسطه‌ی دستگاه رصد الکترونی (Oscilloscope) مشغول شدند و مشاهده کردند که این نوسانات فتوالکتریکی بیش از ۱۰۰ بار در ثانیه تکرار می‌شوند.
پروفسور ولیام و کسی که رهبری گروهی از دانشمندان که تحقیق آن پدیده را بر عهده داشتند، اشاره کردند که بعد از نتایجی که به دست آورده‌اند هیچ توجیه و تفسیر علمی‌ای برای این پدیده پیش رویمان نداریم و نتایج تحقیقات خود را به تعدادی از دانشگاه‌های ایالات متحده و اروپا و مراکز علمی تخصصی عرضه داشتیم، ولی همه‌ی آن‌ها از تفسیر این پدیده عاجز شده و همگی شگفت‌زده شده‌اند. آخرین بار این تجربه در حضور گروهی علمی از انگلستان به اجرا گذاشته شد که در میان آنان دانشمند مسلمانی هندی الاصل حضور داشت. پس از پنج روز که در طی آن تجارب آزمایشگاهی عرضه شد و باعث حیرت دانشمندان انگلیسی شد، دانشمند مسلمان ایستاد و گفت: «توجیه و تفسیر این پدیده از ۱۴۰۰ سال پیش نزد ما مسلمانان موجود بوده است».
دانشمندان با شنیدن این سخن شگفت زده شدند و با اصرار از او خواستند تا آن‌چه را می‌خواهد، بگوید و برای آنان شرح دهد. او این آیه از قرآن را برای آنان تلاوت کرد: « وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَکِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ کَانَ حَلِیمًا غَفُورًا »[الإسراء:۴۴]. و این نوسانات فتوالکتریکی که بر صفحه‌ی دستگاه نیز ظاهر شده است، چیزی جز لفظ جلاله «الله» نیست. سکوت و سرگشتگی بر حاضران در سالنی که دانشمند مسلمان در آن سخنرانی می‌کرد، حکم‌فرما شد. سبحان الله … این معجزه‌ی دیگری از معجزات این دین حق است. همه‌ی اشیاء به نام خداوند تسبیح می‌گویند، همان‌گونه که خداوند به ما خبر داده است.
در این‌جا مسئول گروه تحقیقاتی دکتر ولیام براون با دانشمند مسلمان به گفت‌وگو پرداخت، تا با این دین بزرگ که پیامبر درس نخوانده‌ی اسلام، ۱۴۰۰ سال قبل به این معجزه خبر داده است بیش‌تر آشنا شود.
دانشمند مسلمان توضیحاتی درباره‌ی اسلام به او داد و بعد از آن، قرآن کریم با ترجمه‌ی انگلیسی را به او هدیه نمود.
پس از گذشت چند روز، پروفسور ولیام براون در دانشگاه میلون کنفرانسی ترتیب داد و گفت: «در طول زندگی‌ام تا اکنون که ۳۰ سال از عمر کاری من می‌گذرد، چنین پدیده‌ای را مشاهده نکرده‌ام و هیچ یک از دانشمندان گروه تحقیقاتی نیز تفسیری برای آن ارائه نکرد و هیچ پدیده طبیعی هم وجود ندارد که آن را شرح و توضیح دهد و تنها توضیح و تفسیرش را در قرآن یافتیم. در این میان چیزی جز این نمی‌توانم بگویم: «أشهد أن لا إله إلا الله و أشهد أنّ محمداً عبده و رسوله».
و این‌گونه پروفسور ولیام اسلام خود را در میان شگفتی جمع حاضر اعلام داشت. (دموع تائبة:۳۰۵

جاده ابريشم واهميت آن بر شمال افغانستان


جاده  ابريشم واهميت آن بر شمال
:
ابریشم جاده قدیمی تجارت چین که بیش از دو هزار سال پیش مورد استفاده بود ، کماکان در جهان بسیار شهرت دارد . جاده ابریشم به عنوان پلی بین چین و کشورهای اروپا ، آسیا و آفریقا برای تبادلات مادی و تمدنی شرقی و غربی سهم مهمی ادا نموده است .
جاده ابریشم راه تجارت زمینی چین با آسیای جنوبی ، غربی و اروپا و آفریقا از راه آسیای مرکزی در روزگار قدیم بود . به سبب آنکه بسیاری ابریشم و پارچه های ابریشمی چین از این جاده به غرب توزیع می شد ، بدین سبب " جاده ابریشم " نام گرفت . نتایج مطالعات نشان می دهد که این جاده اساسا در سلسله " هان " چین در قرن یکم قبل از میلاد شکل گرفت .در آن زمان جاده ابریشم به افغانستان ، ازبکستان و ایران و شهر " اسکندریه " مصر در غرب امتداد می یافت . راه دیگر این جاده نیز از پاکستان و کابل در افغانستان به خلیج فارس و از کابل به طرف جنوب یعنی شهر کراچی پاکستان امتداد می یافت و اگر به راه دریایی تغییر می کرد پارس و رم را شامل می گردید .
همچنان اين جاده از اهميت خيلي بالاي بر خوردار بوده بر مردم افغانستان نسبتا اقتصاد مردم به سوي قله هاي رفعت وبلندي اش در حركت بود اين جاده همچو بر ديگر مناطق جهان پر ثمر بود نيز بر مردم مناطق شمالي وشمالشرقي افغانستان امروز از جمله بدخشان ،تخار،كندز،بلخ،جوزجان،سرپل،فارياب وديگر مناطق افغانستان خيلي پر ثمر نيز بود اما در اين اواخر هيچ كار بر دوباره ايجاد شدن اين راه از طرف دولت مركزي افغانستان صورت نگرفته اگر اين شاهراه دوباره تاسيس گردد مليونها مردم اين مرزوبوم نان حلال را بدست خواهد آورد واحتياجات مردم به نوع برآورده خواهد گرديد به اميد روزي كه اين راه دوباره تاسيس گردد


ادامه نوشته

غزنی در دو هزار و  سیزده

شهر غزنی، طی مراسمی ویژه رسما به عنوان پایتخت فرهنگ و تمدن جهان اسلام در آسیا، در سال ۲۰۱۳ میلادی، نامگذاری شد.
غزنی در زمان امپراتوری غزنویان از مراکز عمده جهان اسلام به شمار می رفت و بر اساس شواهد تاریخی، سلطان محمود غزنوی مدت ۳۴ سال از این شهر، فتوحات خویش را در نقاطی دوری مانند: هندوستان، آسیای میانه و فارس اداره و رهبری می کرد.
این شهر در تاریخ گذشته خود مهد شاعران معروفی چون سنایی غزنوی و دانشمندان مشهوری چون ابوریحان البیرونی و ستاره شناسان و ریاضیدانان معروفی بوده است.

هيات رهبرى ائتلاف ملى افغانستان از نامگذارى شهر تاريخى غزنى به عنوان پايتخت فرهنگ و تمدن جهان اسلام در سال ٢٠١٣ ميلادى استقبال نموده و اين افتخار بزرگ را براى هموطنان عزيز تبريك عرض ميدارد.


ستایش عقل :

ستایش عقل :

زندگی آینه ای است که ما خود را در آن می بینیم،

نوع رفتار دیگران با ما نشانه ی وجود منشاء آن نوع رفتار در خود ماست

که بعنوان همسان جذب شده است و بدینگونه می توان عیوب خود را یافت،

اگر مخالفان خود را به‌ پای چوبه‌ی اعدام می کشانی،

بدان‌ صاحب عقلی هستی بسان طناب

و اگر مخالفان خود را به‌ زندان می فرستی،

بدان صاحب عقلی هستی بسان قفس

و اگر با مخالفان خود به‌ جنگ درمی افتی

بدان صاحب عقلی هستی بسان چاقو

و اما اگر با مخالفان خود به‌ بحث و گفتگو می پردازی

و آنها را متقاعد می سازی و به‌ سخنان حق آنها قناعت می کنی،

بدان صاحب عقلی هستی‌ بسان عقل!"

   حضرت عمر (ض) می فرماید:حاسبو ا قبل ان تحاسبو


اهمیت قلم از دیدگاه اسلام


مقدمه

قلم ترجمان بزرگان بود     ****      قلم بهترازتیغ برّان بود 


نسل آدمی، جهت اظهار عواطف، احساسات درونی، خواسته ها، و دستورات بازدهی اندوخته های فکر و ابراز نظر و عقاید خویش نیاز م     به ابزار  و سایل است که عمده ترین آنها زبان و قلم است. گرچه از راه های دیگری نیز میتوان منظور و مقصود و پیام خود را به هم نوعان رساند. همچون ایماء و اشاره و درآوردن صداهای گوناگون که انسان های ماقبل تاریخ ازطریق های مختلف تبادل افکارنموده،پیام های خودراباهمدیگر میرسانده اند،وهمچنان خنده وگریه کودکان تاموقعی که زبان یاد نگرفته اندسرور خودرا در قالب خنده ،درد، الم  ،گرسنگی وتشنگی شان را با گریه به پدر و مادر و سایر اطرافیان بیان می دار

ادامه نوشته

عکس  از سفر  کشور عراق


عکس از اردوی مشهد پارک کوه سنگی


بنام خدای گستر ده مهر مهر ورز



با سلام خدمت بازدید کنندگان و دوستان عزیزم، خواهشی که ازدوستان بازدید کننده عزیز دارم این است. که برای پیشرفت بنده ا ی حقیر اگرفرصت داشتید در قسمت نظریات،نظر شخصی خود را در مورد وبلاگ بنده بنویسید تا از تئوریهایراه گشای شمابهره مند شوم

امیدوارم که بتوانم مطالب  خویش را برای بازدید شما فرهیخته گان قرار داده مورد توجه و رضایت شما دوستان و بازدید کنندگان محترم قرارگیرد و حتمافهرست عناوین بعدی را نیزمورد عنایت فرماید که مطالب جالبی درعناوین وجود دارد.

باتشکر از بازدید کنندگان محترم

مدیر  وبلاک  بلخ باستان

دلیل تنهایی ما


دلیل تنهایی ما
در نهان، به آنانی دل میبندیم که دوستمان ندارند،

و در آشکارا

از آنانی که دوستمان دارند غافلیم.

شاید این است دلیل تنهایی ما

  روح تنهایی در غربت این کویر، با خود خویش، حرف می زند) )
در این کتاب – که «روح تنهایی در غربت این کویر ، با خود خویش ، حرف می زند » – سخن از این دو قید لاینفک هر سخنی آزاد است که نه مسئول بیان و اثبات و تعلیم و تبلیغ « موضوع » هایی است که قبلا طرح شدهاست و نه محدود به مرز و سطح درک و رنگ ذوق

و پسند و زمینه ی پذیرش و انفعال «مخاطب» هایی که از پیش تعیین گشته اند.


(دکتور شریعتی)






زندگی حضرت رسول (ص) خاتم الا نبیا وسر ور اولیا


                     تا ظن نبری که زآ دم بو د یم                    کان دم که نبود آدم، آن دم بود یم
                    


                  معشوقه وماو عشق وهمدم بو دیم.         بی زحمت عین و شین وقاف و گل و دل



زندگی حضرت رسول (ص) خاتم الا نبیا وسر ور اولیا نیاز مند شرح وبیان نیست وجزئیات رفتار وحوادث و و قایع زدنگی حضرتش برای ما مسلمانان مثل اعلایی است که زندگی دنیای ما را جلال وعظمت معنوی می بخشد وسعادت و رستگاری آ رمانی را متحقق می کند . قر آن معجزۀ حضرت رسول (ص) و زندۀ با قی ای است که انسان را در پناه خویش می گیرد وبا روان انبیا ، پیوند می دهد، مرغ جان را از بند قفس تنگ بدن می رهاند ودر بلندی عرش جا می سازد:

         چو نک در قرآن حق بگر یختی                                   با ر وان انبیا آ میختی

           هست قرآ ن حالهای انبیا                                ما هیان بحر پاک کبریا 
    

           انبیا و او لیا را دیده گیر                                  وز بخوانی ونه ای قرآن پذیر
  

    ور پذیرایی چون بر نخوانی قصص                                     مرغ جانت تنگ آید در قفس                     

<مثنوی مو لوی                                                     .                                                              
                 













مرور زمان درنظام ایران

تاریخی این موضوع و نحوه برخورد قانون و شرع شریف با موضوع اختلافات قدیمی و حقوقی در مالکیت اراضی ملکی شدند. بر این اساس در مقاله حاضر ضمن مرور تاریخی و حقوقی چگونگی برخورد با مرور زمان در امورملکی، دیدگاههای موجود در فقه شیعه نیز مطرح گردیده است.

ادامه نوشته

مرورزمان درنظام حقوقی افغانستان

قانون مدنی افغانستان درمورد مرور زمان دراموال غیرمنقوله اشاره ای نکرده است.

 اما به طور کلی درماده (965) قانون مدنی آمده است : حق به مرور زمان ساقط نمی گردد .

دعوی مطالبه حق بنا برهرسببی که باشد،  علیه منکر بعد ازمرور زمان پازده سال بارعایت احکام خاص آن واستثناآت ذیل شنیده نمی شود.

درماده (966) هرگاه حقوق، مستمردوری متجدد، ازفبیل کرایه منارل، اجاره اراضی ومعاشات که بدون عذر قانونی درظرف مدت پنج سال مطالبه نشود قابل سمع نمی باشد اما مدت حاصلاتیکه برذمه متصرف دارای نیت سوء یا ذمه ناظر وقف باشد، پانزده سال است. در ماده (967) دعوی درحقوق آتی بعد ازانقضای مدت یک سال قابل سمع نمی باشد:

حقوق طب، استاد، مهندس، وکیل مدافع ناشی از انجام وظیفه وبطور عمومی حقوق هرشخصی که شغل آزاد داشته باشد، مانند ادویه فروش دلّال وکمیشن کارواهل خبره

مرور زمان از نظر فقه حنابله

   قول علمای حنبلی درباره مرور زمان براین است گذشت زمان بنا بر قاعده سدذرائیعه (وقتی بین اصل وظاهر تعارض واقع شود ظاهر را ترجه داده می شود) ومدتی را مانند مذهب احناف معین نکرده.بلکه مؤل به اجتهاد حاکم نموده است.

مرور زمان ازنظر فقه مالکی

   امام مالک درمورد اثبات ملکیت به مرور زمان حدّ (مدت) معین نکرده واختیارات را بر دوش حاکم گذاشته.

اما بعضی ازمالکیه، ازامام مالک نقل قول میکند. امام مدت 10سال را به عنوان حدّ(مدت) ثبوت کننده درمورد گذشت زمان تعین منوده.

 الف:«لا يبطل حق امرئ وإن قدم» حق کسی باطل نمی شود هرچند سالها گذشته باشد.

ب:«من حاز شيئاً عشر سنين فهو له» کسی چیزی را ده سال حیزت کند ازآن خودش است. در دیون بعضی گفته بعدازگذشت 20 سال وبعضی گفته بعدازمرور 30سال دعوی ساقط وشنیده نمی شود.به نظر ابن رشد وقتی دین ثابت شود به هیچ وجه ساقط نمی شوداما بعض مالکیه امر را به اجتهاد قاضی مفوَّض نموده است. قاضی باید درحال زمان ودرحال مردم نگاه کند. این قول ازنظرآنها راجح وقوی ترمی باشد

مرور زمان ازنظر فقه شافعی

    نظرعلمای شافعی مانند مذاهب دیگر درمورد مرور زمان مبنی براین است ید(دست) منحیث جمله درصورت که تعارض وجودنداشته باشد دلیل برای ثبوت ملک می باشد. ولی شافعیه مانند مالکیه وحنفیه مدت ده (10) وسی وشش (36) سال را درمورد گذشت زمان تعیین کرده، معین نکرده است

مرورزمان ازنظرفقه احناف

قول فقهای احناف در اثبات ملکیت به گذشت زمان الف: مبتنی بر اجتهاد است که مدت آن را 36 سال تعین نمودند.

ب: مبتنی بر حکم سلطانی می باشد سلاطین حدی راتعیین می کند که دراین مدت دعوی شینیده نشود. این مدت به خاطرمتعدد ومختلف بودن اجتهاد سلاطین ضبط وتعیین حد ممکن نیست زیرا اجتهاد آنها یکسان نیست گاهی 15سال وگاهی 10 سال آمده است. ماده(661) مجلة الاحکام ،فتوای أفندی وردالمحتارآمده است مرورزمان که فقها و مجتهدین معین نموده مدت آن 36سال است دراین زمان بدون کدام عذر دعوی را ترک نماید دلالت برعدم حق بودن آن دارد شنیده نمی شود.

مرور زمان در فقه تشیع


مرور زمان در هیچ یک از متون  فقهی  عنوانی نداشته  وفقهای اسلا معترض آن نشده اند، مگر شیخ صدوق صاحب مستد رک الوسل ئل در کتاب  احیاء موات در حکم  من عطل  ار ضا ثلا ثة سنین  از صدوق  در مقنع نقل  نموده که فرموده است. (واعلم ان من ترک دارا او قارا او ارضا فی  ید غیره فلم یتکلم  ولم یطلب ولم یخا صم  فی ذا لک عشر سنین فلا حقّ له). سپس  صاحب مستد رک  فر موده   

مباني نقلي يا فقهي مرور زمان در فقه شیعه نسبت به مرور زمان و مشروعيت يا عدم مشروعيت آن دو ديدگاه وجود دارد.

در ديدگاه اول : مرور زمان به عنوان پديدۀ مؤثر در ايجاد يا زوال

حق تلقي گرديده و مخالفتي با موازين حقوق اسلام ندارد .

اين ديدگاه بر دو دليل محكم استوار است.

 روايات معتبر، و اخبار متعددي بر اعتبار مرور زمان در قلمرو فقه دلالت دارد.

از جمله ، كليني  با چند واسطه روايتي را از امام هفتم حضرت موسي بن جعفر u نقل مي كند .« انّ الارض لله تعالي جعلها وقفاً علي عباده فمن عطل ارضاً ثلاث سنين متواليه لغير عله اخذت من يده و دفعت الي غيره و من ترك مطالبه حق له عشر سنين فلا حق له » طبق اين روايت براي مرور زمان دو گونه عامل مأ ثر مقرر شده است.

(الف) عاملي که جهت ايجاد حق انتزاع و يا سلب مالكيت زمين به وسيله دولت، به موجب عبارت فوق زمین متعلق به خداوند است اورا جهت استفاده بندگان خود اختصاص داده است. هرگاه كسي زميني را سه سال متوالي بلا استفاده رها كند، زمين از مالك اخذ و به ديگري سپرده مي شود. اين حكم تنها شامل زمین مي گردد.

(ب)عاملي که جهت سلب يا اسقاط حق بطور قهري انجام میشود. اين روايت     عبارت ذيل روشن  می سازد، هرگاه كسي حقی با لای ديگري دارد،  يا حقي كه به وسيله ديگري به مدت ده سال (متوالي) استفاده شود، مطالبه نكند، اين حق ساقط مي گردد. بنابراين جهت اسقاط حق اعم ازمنقول يا غير منقول، مرور زمان ده ساله لازم است.

در ديدگاه دوم: مرور زمان در قلمرو حقوق اثری نمی گذارد

علي بن ابراهيم با چند واسطه روايتي را از امام جعفر صادق u نقل مي كند « من اخذت منه ارض ثم كث ثلاث سنين ان يطلبها لا يحل له بعد ثلاث ان يطلبها» اين روايت نيز درتأید مطلبي است که در بخش اول متذكر شديم . در اين روايت باز هم به تأثير مرور زمان بر سلب حق مطالبه ملكي كه بيش از سه سال در تصرف ديگري قرار گرفته و مالك آن را مطالبه نكرده باشد، اشاره مي کند. مدت مرور زمان در سلب حق در مورد اراضي سه ساله تعيين شده است، اما در اين روايت اشاره اي به سلب حق مطالبه در ساير اموال نشده است.

فتاواي فقهي در راستاي روايت فوق و تأثير مرور زمان بر حقوق افراد، بعضي فقهاي مشهور فتاواي روشني در اين خصوص دادند.  كه به موارد از اين فتاوي اشاره ميکنم. شيخ صدوق  از ابن بابويه كه پدر ايشان است نقل مي كند كه ايشان درمقام وصيت به من گفته است : « اعلم ان من ترك داراً او عقاراً او اراضاً في يد غيره فلم يتكلم و لم يطلب ولم يخاصم من ذلك عشر فلاحق له » اين فتوي نيز متخذ از روايت سهل بن زياد است، كه شرح آن گذشت. شيخ صدوق اين وصيت را به عنوان فتوي نقل نموده و خود نيز بر همين نظراست. در بين معاصرين از فقها، صاحب نظراني هستند كه بر مؤثر بودن مرور زمان در ايجاد يا زوال حق نظر موافق دارند، عمدتا دليل آنها عقلاني بودن اين امررا بیان میکند. از جمله فقيه معاصر آيت الله موسوي بجنوردي  ايشان معتقد است ( ما وحشت نكنيم اگر ديدم قانون مرور زمان ) يك حكم عقلايي است . حالا چه در مسائل كيفري اعم از تعقيب و رسيدگي ويا مسائل حقوقي ، بگوييم اسلام حكمي ندارد . اينجا ما نيازي نداريم كه اسلام بيايد يك روايتي بيان كند و بگويد من هم (مرور زمان) را قبول دارم. اگر پذيرفتيم تمام عقلا و تمام نظام هاي حقوقي دنيا اين مسئله را قبول دارند، بايد آن را قبول كنيم ولو اينكه اسلام در مورد اين مسأله به عنوان تأييد مستقل نظري نداشته باشد.

دراين ديدگاه. مرور زمان تأثيري در حقوق و تعهدات نداشته و مؤثر دانستن آن با موازين شرع مخالف است.  روایات متعددی در اثبات اين ديدگاه آمده است. پیامبر r  می فر ماید« لايبطل حق امره مسلم وان قدم »  يعني حق يك مسلمان هيچ گاه باطل يا بي اعتبار نمي شود ولو اينكه مدتي (استفاده از آن ) معطل بماند.

از حضرت علي u روایت شده است « الحق القديم لايبطله الشي »  يعني حق اشخاص ولو قديمي باشد هيچ عاملي از بين نمي برد.

 « الحق جديد و ان طالت عليه الايام والباطل مخذول و ان نصره اقوام»  يعني حق همواره تازه است  اگر چه روزگاران برآن بگذرد و باطل رفتني است ، اگر چه عده اي آن را حمايت كنند، با اندكي تأمل مي توان موضوع روايات اخيرالذكر را محل برحقانيت كلام يا ايدئولوژي مبتني بر مكتب يا شريعت دانیست  فتاواي فقها در بين فقيهان و حقوقدانان اسلامي اعم از قدما و معاصرين كم نيستند كساني كه مرور زمان را در ايجاد يا اسقاط اصل حق ويا مطالبه آن بي تأثير مي دانند.

 از قدما مي توان شيخ طوسي را نام برد،  ايشان در پاسخ به سئوالي كه در مورد مردي كه به مدت ده سال ملك خود ( اعم از منقول يا غير منقول ) را ترك كرده و آن را مطالبه نمي كند واينكه آيا باز هم بر آن ملك حقش باقي است ؟ مي گويد « عدم مطالبه به مدت طولاني مالكيت را باطل و دعوي را ساقط نمي نمايد و براي اوست هر وقت كه بخواهد آن را مطالبه كند.

 و در بين متأخرين امام خميني است كه در پاسخ به سئوالي بدين مضمون كه آيا مرور زمان در ايجاد يا زوال حق شرعاً مؤثر است يا خير ؟ گفته اند مرور زمان اثري ندارد. فتاواي اخيرالذكر علاوه بر اتكا به روايت پيش گفته بر قواعد و اصول ديگري مبتني براصل استصحاب ، وضعيت سابق و قاعده فقهي « ان الحق لا یسقط بتقادم الزمان»یقینا حق بگذشت زمان ساقط نمی شود

سکوت مدعی حق

مدعی دفاع کند  باید مدعی در مدت معینه قانونی در سدد استر داد عین ویا مطا لبه برای آنکه متصرف  بتواند  بمرور زمان  استناد کرده  واز آن استفاده نماید واز دعوی رسمی حق خود بر نیامده باشد.

آقای عدل  چنین  می­فر ماید (در حقیقة نسبت بدیون و حقوق  این شرط مرادف با شرط تصرف است در اعیان چه در این صورت نیز مدعی علیه متصرف حق مدعی شناخته میشود) زیرا شرط سکوت مدعی حق در تمام انواع مرور زمان جاریست  واز ارکان تحقق مرور زمان  شمر ده میشود  چه  در دعوی عینی  وچه در دینی  و حقی باشد شروط  مذ کوره  در آ ن وا حد با ید  مجتمع شوند  تا آنکه  مرور زمان  تحقق  یا بد در اینصورت مقصود از ترا دف  که فرموده  اند  معلوم  نیست چیست  بعلاوۀ جملۀ اخیر (چه در اینصورت  نیز مدعی  علیه متصرف حق مدعی شناخته  میشود) زیرا تصرف  فقط در اعیان  خارجی صادق  است ودر غیر این صورت صدق آن مسلم نیست. ودر ذیل  شرط تصرف  چنین فرموده  چه  در دیون  وحقوق  که وجود خارجی  قابلت تلمس  ندارد نمی توان گفت که مدیون متصرف  دین است.وممکن است  در موضوع سکوت  صاحب حق  نیز گفته شود ملا زم با  اعراض وکاشف  از او نیست خصوصاً  اگر ملتفت بتصرف غیر نباشد  ویا آنکه این عین  غافل باشد  از آنکه این عین خارجی مال او بوده  ویا آ نکه توانائی بر استر داد ندا شته  باشد  ویا آنکه برای او مورث زحمت ومشقت باشد.  


شرایط مرور زمان از نظرفقهای اهل سنت وتشیع

علماء پنج شرط را درمورد مرورزمان تعیین نموده

1-عقل 2- بلوغ 3- علم ملکیت4 - حاضر(موجودبودن) 5- عدم مانع (ترسی ازاقامه دعوی ازجانب سلطان یا ازدست کسی که به سلطان نسبتی دارد) نداشته باشد.

شرائط تحقق مرور زمان

از مطالعه مجموع قوانین  برای تحقق مروررزمان سه شرط بدست می آید.

تصرف

1-      مرور زمانی که از طرف قانون گذارمعین شده

2-      سکوت صاحب حق

تصرف این شرط راجع است بمرور زمان نسبت باعیان اعم از منقول و غیر منقول زیرا دیون و حقوق خارجی ندارد تا صدق تصرف نسبت بآنها ممکن باشد و این تصرف باید بنحو مالکانه باشد یعنی متصرف نسبت بعین همان تسلط و استیلاء را داشته باشد که هر مالکی نسبت بمایملک خود را دارد  بنا براین  اشخاصیکه  بعنوان  غیر  و یا از قبل غیر متصرف هستند  چون تصرفات آ نها مالکانه نیست نمیتوانند از مرور زمان استفاده نمایند هر چند مدت تصرف آنها بیشتر از مدت معینه در قا نون با شد مانند: تصرف مستأجر درعین مستأجره و یا وکیل در اموال موکل و یا ولی در اموال مولی علیه وهم چنین امین و هر کس که بعنوان مالکیت متصرف نباشد  و ممکن است که گفته شود تصرف هیچ وقت تأثیری در جهت اعراض ندارد بلکه میتوان گفت عدم تصرف مالک پایه اعراض را تشکیل میدهد،

آری پس از قطع علا قه مالک مال چون  مبا حات  اصلیه  می شود  وبتصرف  وتملک متصرف  در ملک او داخل نمی شود.

مرور زمان معین ازطرف قانون گذار

این قید  نسبت بدعاوی مختلف  است از مجموع قوانین مر بوط  بمرور زمان  استفاده  میشود که دعاوی از حیث شرط مرور زمان بر سه گونه  است.

1-      دعاوی که نسبت  بآ نها  مرور سه سال شرط شده.

2-      دعاوی که نسبت بآنها مرور ده سال شرط شده.

 3-دعاوی که  نسبت بآنها  مرور بیست سال شرط شده علاوه براینها مدتهای دیگر استثناء  یافت میشود. که در برخی  از دعاوی تعین شده مانند قانون تجارت  و قانون ازدواج و غیره که شرح آن خارج از موضوع  تحقیق ما است  در این قسمت  هم میتوان گفت  که مرور زمانی که قانون گذار  معین کند تأثیری  در کشف  از اعراض واقعا ندارد. بخصوص  اگر مالک  اطلا ع  بر حکم ندا شته با شد مگر آ نکه فرض کنیم  که مرور زمان موجب قطع را بطه است. هر چند مالک اعراض نکرده باشد پس در حقیقت مرور زمان ناقل و قاطع ملک است نه کاشف  از اعراض مالک.

   تقسیم مرور زمان:

1-مرور زمان ازنظر حقوق مدنی 2-مرور زمان ازنظرحقوق جزای

تقسیم مرور زمان بحقوق وجزائی الزامی است. زیرا مبنای هریک متمایز واصل مبتنی بر آن متغایر است.

اگرچه منشاء توجه باقاعده در هر دو مبحث یک امر بوده  وآن انقطاع دعوی وفصل خصو مت است ولی نمیتوان هر دو قسمت را بیک نظر نگاه وتوجیه نمود، زیرا در امور جزائی عرفی میزان مجازات وچگونگی آن کاملا در دست قا نون گذاران است. که میتوانند روی مصالح وقت تا هر اندازه که مقتضی بدانند مقرراتی در تعقیب و عدم تعقیب وضع نمایند.

ولی در حقوق مدنی تا این اندازه دست قانون گذار باز نبوده و باید رعایت اصل مالکیت را کم وبیش نمایند. و با حفظ این اصل قوانین ومقررات مدنی را وضع نمایند. زیرا اصل مالکیت یکی از اصول بین المللی است که تا حدودی رعایت آن برای خودی و بیگانه لازم است و کلیه دولت ها با فرض هر رژیمی مکلفند حقوق معینی را برای اتباع دولت دیگر قائل شوند.

مجملا اصل مالکیت واحترام بآنیکی از مقررات بین المللی است وقوا نین که وضع      می­شود نباید معارض با این اصل باشد در صورتیکه طرز تعقیب مجرم ومیزان مجازات منحصرأ در حدود اختیارات جامعه وهیئت حا کمه آن جامعه است.

مرور زمان از نظر فقهای اهل سنت وتشیع وقانون مدنی ایران وافغانستان


مقدمه

قانون مرور زمان در ایران متخذ  از قوانین اروپاست که آنها هم از حقوق روم اقتباس نموده اند، ولی جای شبه نیست که اصل مذکور کم و بیش در حقوق هرقومی بی تأ ثیر نبوده، ولو اینکه مستقلا برای آن عنوانی قائل نشده باشند در حقوق اسلامی که با اصل مالکیت بسش از فصل خصومت نظر دا شته اند نیز آثاری از مرور زمان دیده میشود. چون برای  بنده امکان نداشت سوابق مرورزمان را در قوانین تمام ملل گذشته و حال جستجو کنم. لذاتوانستم  نظر عدی فقهای اهل سنت، واهل تشیع، وقانون مدنی ایران، وافغانستان اکتفا کنم.

واژه شناسی: تعریف مرور زمان

1-   گذشتن زمان معینی که قانونگذار آنرا با شرایط خاص موجب گسیخته شدن رابطه مالک از مملوک و یا عدم استماع دعوی بر علیه متصرف و ما لکیت متصرف دا نسته است، که مرور زمان نامیده می­شود. بنا بر این میتوان برای مرور زمان به دو اثر قائل شد ویا لا اقل فرض کرد: 1- مرور زمان مملک 2- مرور زمان مسقط

1-  مرور زمان مملک عبارت است از اینکه شخص بواسطه تصرف تحت شرایط و مدت معینی مالک عینی که در ید اوست شناخته شود. 2- اما مرور زمان مسقط سببی است که بواسطۀ آن حق دائن بعلت سکوت در مدت معین ساقط می گردد